تبلیغات
مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban - احادیثی از ائمه اطهار(علیهم السلام) در ذم و نکوهش حسن بصری(لعنة الله علیه)

مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban

                           حسن بصری

در کتاب الإحتجاج،‏ روایت شده که: از ابن عباس نقل است که چون حضرت امیر (سلام الله علیه) از جنگ جمل فراقت یافت چند جهاز شتر برهم نهاده به صورت منبری درآوردند و آن حضرت بر بالای آن رفته و پس از حمد و ثنای خداوند فرمودند:
ای اهل بصره، ای گروه منحرف و منقلب، ای دردمندان بی درمان، ای پیروان چهارپای، ای لشکر زن، شما به صدای چهارپایی جمع شدید و چون کشته شد پراکنده گشتید! آب آشامیدنی شما تلخ و ناگوار است و آیین شما نفاق است و افراد حلیم وبردبارتان ضعیف و سستند !.

سپس از منبر به پایین آمده و ما به همراه آن حضرت راه افتادیم و در میان راه به حسن بصری که در حال وضو گرفتن بود رسیدند و بدو فرمودند: ای حسن در وضوی خود دقت کن و آداب آن را به جای آور. او گفت: ای امیرالمؤمنین دیروز افرادی را کشتی که همگی شهادت به توحید و رسالت داده و نماز های پنجگانه را اقامت می کردند و با تمام آداب وضو می گرفتند! حضرت در پاسخش فرمود: اگر این گونه بوده و تو شاهد آن بودی پس برای چه به یاری دشمنانمان نشتافتی؟

حسن بصری گفت: به خدا که راست فرمودی، و من آن را تصدیق می کنم، ماجرا از این قرار بود که در روز اول جنگ بود که از خانه بیرون آمده غسل کردم و حنوط به بدنم مالیدم و شمشیر را با خود برداشتم، و من هیچ شک و تردیدی نداشتم که تخلف از ام المؤمنین عایشه کفر است، ولی وقتی به خُرَیبه (نام محلی است در بصره) رسیدم آوازی مرا ندا ساخت که: « ای حسن کجا می روی؟ برگرد، که قاتل و مقتول هر دو (در این کارزار) جهنمی هستند»؛ پس با حالتی ترسان بازگشته و در خانه ام نشستم، پس چون روز دوم رسید هیچ شک نکردم که تخلف از ام المؤمنین عایشه کفر است، پس همچون روز گذشته حنوط به بدن مالیده و سلاح بر کمر بسته و قصد رفتن به کارزار را نمودم، تا به خریبه رسیدم ندایی از پشت سرم گفت: « ای حسن دوباره کجا می روی که قاتل و مقتول هر دو اهل آتش اند».

حضرت امیر (سلام الله علیه) فرمودند: راست گفتی، آیا هیچ فهمیدی که آن ندا دهنده که بود؟ گفت: نه. فرمودند: او برادرت ابلیس بود، و راست گفت که قاتل و مقتول از آنان هر دو اهل آتش اند. حسن بصری گفت: ای امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اکنون در یافتم که این قوم در هلاکت و گمراهی هستند. ۱

از روایت فوق می توان نتیجه گرفت که حسن بصری از ایمان و معرفت صحیحی نسبت به امام (سلام الله علیه) برخوردار نبوده است و همین امر سبب شده تا جسورانه اقدام به حاضر جوابی کرده و  به آن حضرت اعتراض نماید. بلکه از ترجیح عایشه بر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) چنین بر می آید که حسن امامت حضرت را نپذیرفته و حتی با عبارات گستاخانه ی خود به آن حضرت توهین می نماید و سرانجام از طرف حضرت ملقّب به برادر شیطان می شود.

و باز  در کتاب الإحتجاج،‏ ( احمد بن علی طبرسی ) روایت شده که: از ابو یحیی واسطی نقل است که پس از فتح بصره گروهی نزد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شتافته و در میان ایشان حسن بصری دیده   می شد که اوراقی در دست گرفته و سخنان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را ضبط می کرد. امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به صدای بلند او را خطاب کرد که چه می کنی؟ گفت: فرمایشات شما را می نگارم تا پس از شما آن ها را حدیث کنم. پس امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند: بدانید که در میان هر جمعیتی یک نفر سامری می باشد، و این فرد؛ سامریّ این امت است، بدانید که او نمی گوید  به من نزدیک نشوید (لا مساس) بلکه از جنگ نهی کرده و می گوید: « لا قتال ». ۲

از این روایت به خوبی پیداست که امام (سلام الله علیه) تمایلی به آموختن علوم خود به حسن بصری ندارند و او را با ملقب ساختن به سامری امت اسلام نیّت واقعی او را از آموختن علوم اهل بیت (سلام الله علیهم) افشا می نمایند.

 

[1] - احتجاج طبرسی، احمد بن علی طبرسی، انتشارات دارالکتب اسلامی چاپ ۱۳۸۱، ج1، ص 369.

[2] - احتجاج طبرسی، احمد بن علی طبرسی، انتشارات دارالکتب اسلامی چاپ ۱۳۸۱، ج1، ص 371. 
...........
به نقل از :     http://sufism.blogfa.com
..................










برچسب ها: مجذوبان نور، حسن بصری، حسنبصری، تصوف، صوفیه، مجذوبان، مجذوباننور،
مطالب مرتبط: صوفیسم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 توسط : v .y