تبلیغات
مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban - کرامت اولیاء، توجیه گر شریعت گریزی!

مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban

                                                                         خانقاه
مسائل محوری و اساسی صوفیه که از اهمیت خاص و بالایی برخوردار است، مساله کرامت است. کرامت امری واقعی و حقیقی است و لذا شما نیازی به اثبات آن ندارید. زیرا می دانید كه هم قرآن و هم روایات به صدق وجود آن گواهند و بزرگان و اولیائی همانند آصف بن برخیا را كه از انبیاء نیستند، صاحب كرامت (انتقال تخت بلقیس به طرفه العین) معرفی كرده اند. اما همین عدم نیاز به اثبات کرامت برای افراد در طول تاریخ به معزلی تبدیل گشته که هر کسی ادعای کرامتی می کند بدون اینکه دانسته شود، آن شخص واقعا صاحب کرامت است یا نه؟

از این روی صوفیان برای مشایخ خود اعمال خارق العاده فراوانی بر می شمارند و آنها را "کرامت" نام می نهند. یکی از کارکردهای کرامت آن بوده که توجیه گر اعمال خلاف شریعت به حساب آمده است. برای مثال، کم نبوده اند کسانی که برای موجه ساختن سماع صوفیانه به عباراتی از این دست پناه برده اند:
«جماعتی را دیدم که برآب و بر هوا می رفتند و همه سماع  می شنیدند.»[۱] ابوسعید ابوالخیر نیز در برابر این اعتراض که چرا اسراف ورزیده و در روز روشن شمع افروخته است، با اظهار کرامتی باعث سوختن سر و روی محتسب می شود و سپس می گوید:
هر آن شمعی که ایزد برفروزد   کسی کش پف کند سبلت بسوزد[۲]
همچنین گویند که روزبهان بقلی (متوفای ۶۰۶ ه ق) شبی مجلس آراسته بود و پای بر پهلوی صاحب جمالی نهاده، می مالید. خبرچینان به نزد اتابک رفتند و راز شیخ را بر ملا ساختند. وی به بام رباط آمد و از روزنه ای به نظاره پرداخت. روزبهان که از روی کرامت از حضور اتابک آگاه شده بود، پای خود را از کنار آن نوجوان برداشته، میان آتش نهاد و گفت:« ای ترکمان، بر روزبهان چه میان آتش و چه کنار امرد مهوش، هر دو یکسان است.»[۳]
داستانی دیگر بیانگر آن است که حاجی بکتاش خراسانی (قرن هفتم) برای آنکه کار خود را در ترک نماز موجه نشان دهد، آب وضو را به خون تبدیل می کند و مولوی خطاب به مریدی که از این رویداد به شگفت آمده است، می گوید:« کاشکی خون را آب کردی – چه آب طاهر را نجس کردن چندان هنری نیست.»[۴] در این باره به یک حکایت دیگر بسنده می کنیم.
«در بعضی از تواریخ مذکور است که چون وی [اوحد الدین کرمانی] در سماع گرم شدی، پیراهن امردان چاک کردی و سینه به سینه ایشان باز نهادی. چون به بغداد رسید، خلیفه پسرکی صاحب جمال داشت، این سخن بشنید، گفت:«او مبتدع است و کافر؛ اگر در صحبت من اینگونه حرکتی کند، وی را بکشم. چون سماع گرم شد، شیخ به کرامت دریافت، گفت:«سهل است مرا بر سر خنجر بودن – در پای مراد دوست بی سر بودن – تو آمده ای که کافر را بکشی – غازی چو تویی رواست کافر بودن.» پسرخلیفه سر بر پای شیخ نهاد و مرید شد.[۵]
اما کراماتی که صوفیان برای خود جعل می کنند، از جنس کرامت نبوده، بلکه صرف عوام فریبی مردم بی گناه و ساده لوح است که برای رسیدن به خدای متعال، به دنبال راه میان بُر هستند و به هر ریسمانی چنگ می زنند، تا به خدا برسند. اما دریغ که در این میان سود جویانی پیدا می شوند که برای خود کراماتی قائلند،  در نتیجه راه شریعت گریزی را بدین وسیله توجیه کرده و بیان می کنند که شیخ صاحب کرامت است و از اسرار و رموزی با خبر است که ما نمی دانیم . در صورتی که شریعت گریزی مخالف با سیره معصومین علیهم السلام است و قطعا امری باطل و ره به ترکستان است.

منابع:
۱-اوراد الاحباب، ج ۲،ص ۱۹۳؛ عوارف المعارف، ص ۱۸۴
۲-اسرار التوحید، ص ۱۱۲
۳-نقد صوفی، صص ۲۰۰ و ۲۰۱. فخر الدین عراقی این داستان را به نظم کشیده، می گوید:« پیر شیراز، شیخ روزبهان – آن به صدق و صفا  فرید جهان – اولیاء را نگین خاتم بود – عالم جان و جان عالم بود – داشت او دلبری فرشته نهاد – که رخش دیده را جلا می داد – اتفاقا مگر سفیهی دید – کان پری پای شیخ می مالید – رفت تا درگه اتابک سعد – تیزروتر ز سیر برق از رعد – گفت ای پادشاه دین، فریاد – پای خود شیخ دین به امرد داد». کلیات عشاق نامه، ص ۳۶۶.  
۴-مناقب العارفین، ج ۱، ص ۴۹۸
۵-نفحات الانس جامی، ص ۵۹۰
برای مطالعه بیشتر در این مطلب ر.ک به کتاب "خرقه می آلود" اثر حسن یوسفیان

خرقه


.................................

به نقل از ادیان نت

آدرس لینک:http://www.adyannet.com/news/2112




برچسب ها: مجذوبان نور، مجذوبان، majzooban noor، majzoobannoor، majzoobanenoor، majzoban، majzoban nor،
مطالب مرتبط: http://www.rahenikan.com/، http://www.adyannet.com/tasawof، http://www.sofiye.net/، http://www.borhan.ir/Default.aspx، http://fergheha.ir/،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 دی 1393 توسط : v .y