تبلیغات
مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban - آیا دراویش گنابادی مورد تأیید حضرت امام(ره) بودند؟(2) (گفتگو با حجة الاسلام بیرانوند)

مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban

 آیا حضرت امام در جایی دیگر بجز کتاب چهل حدیث صوفیه را رد کرده اند؟
            sufieh
بله دیوان اشعار حضرت امام پر است از نقد و رد تصوف فرقه ای.برای مثال امام در صفحه 94 دیوان اشعارش، این اشعار را در رد صوفیه به صراحت می سرایند:

از صوفی ها صفا ندیدم هرگز / زاین طایفه من وفا ندیدم هرگز

زین مدعیان که فاش اناالحق گویند/ با خود بینی فنا ندیدم هرگز

یا در جایی از دیوانش، امام با مخالفت شدید از صوفی ریاکار که اهل آداب و بدعت است بیزاری و دوری می جوید و اینگونه منش ها را مانع راه خود میداند:

خار راه منی ای شیخ ز گلزار برو / از سر راه من ای رند تبهکار برو

تو و ارشاد من ای مرشد بی رشد و تباه / از بر روی من صوفی غدار برو

ای غلندر منش ای باده به کف خرقه بدوش/ خرقه شرک تهی کرده و بگذار و برو

اینها معمولا یکی از آدابشان خرقه پشمینه است که قدمای آنها به نشانه زهد و دوری جستن از دنیا بر تن می کردند.بعضی از متصوفه چون به شکل دائمی در زمستان و تابستان از این نوع لباس استفاده میکردند کم کم دوچار ریا و به تعبیر حضرت امام شرک می شدند.

اگر از بحث شعر هم که بگذریم کافیست  نظریات  مرحوم امام را در باره تصوف فرقه ای بررسی کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که آثار بجا مانده از ایشان نظیر صحیفه نور و نامه هایی که حضرت امام به احمدآقا دارند و دیگر اسنادی که از حضرت امام در دسترس هست، کم نیست که اخلاق صوفیانه به سبک دراویش نعمت اللهی و صوفیه فرقه ای را رد کرده اند مثلا امام در نامه ای به مرحوم احمد آقا درکتاب وعده دیدار ص 125 چنین می نویسد : پسرم نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است،و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت،شاهد گسستن از حق. لهذا گفتار و منش حضرت امام خود گویای این است که عرفان امام، عرفان صوفیانه و انزواطلبانه نبود بلکه عرفان ولایی و حماسی بود. امام همیشه وسط میدان بودند و با تمام جنود شیطان که عینیت پیدا کرده بودند در احزاب و نحله ها و فرقه ها و قدرتها و بلوک شرق و غرب مبارزه می کرد .

با ادبیات صوفیانه وفکر وذکر خالی و همچنین قائل بودن به پلورالیسم و تکثرگرایی و سکولاریسم که گرده خوبی برای سواری دادن به دشمنان دین و دنیای مردم است نمی شود در برابر دشمن ایستاد. از همین جا می فهمیم که عرفان امام عزیز ما از جنس عرفان ائمه علیهم السلام است و صدو هشتاد درجه با عرفان های فرقه ای متفاوت است.

یا در بحث تبعیت از حضرت امام در همین فرقه نعمت الهی گنابادی که خیلی مدعی هستند حضرت امام از آنهاست و آمده اند برای  ایشان شجره نامه صوفیانه درست کرده اند. و به هر دلیلی شدیدا به دنبال تأییدیه از طرف ایشان برای خود هستند! باید پرسید که آیا عملا باید سیره حضرت امام را تبعیت کنند یا زبانا ؟ کسی که می گوید امام از ماست و امام را  می خواهد به خودشان منتسب  بکند آیا  امام را میخواهید زبانی به خودتان منصوب کنید یا ایدئولوژیک ؟ آیا افکارش را می خواهید منصوب کنید؟ اگر افکارش را می خواهید منصوب کنید این بدعت هایی که در باب اعتقادات در باب فقه و در باب اخلاق نهاده اید چیست؟ این عشریه از کجا آمده؟ آیا این بدعتی  نیست که در فقه گذاشتید؟ عشریه یعنی یک دهم مال به جای خمس و زکات. ملا سلطان گنابادی یک جمله دارد می گوید:  یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود، مغنی از زکات زکویه و خمس است. این فتوای بی پایه و اساس چیست؟  مگر 32 آیه قرآن راجع به زکات نیست؟ پس سوره انفال آیه 41 راجع به خمس چه می شود؟ یا 32 آیه قرآن در باب زکاتی که 26 تای آنها با صلاه آمده چه؟ دهها روایت راجع به خمس و زکات آمده چه می شود؟ آیا دربرابر نص صریح آیات و روایات ایستادن و از خود فتوا دادن آن هم با این همه بینه شرعی!!!  و گفتی نمی خواهید خمس و زکات بدید و  یک دهم مال را  رد کن بیاد برا قطب !!! حالا تبعیت از امام چی میشه؟ حالا هم تأیید امام لازمه؟ نظر فقهی حضرت امام چه ؟


اما جهت تأیید و تبعیت از حضرت امام به اتفاق دراویش نعمت اللهی گنابادی سری بزنیم به توضیح المسائل ایشان در باب خمس،  امام بزرگوار در مساله 1790 می فرماید: تا خمس مال را ندهند نمی توانند در آن مال تصرف کنند. اگر چه قصد دادن خمس را داشته باشند. کسی قصد داشته منتها هنوز خمس نداده  نمی تواند در آن مال تصرف کند. حالا تکلیف  عشریه چه میشود؟ نه تنها نظر حضرت امام بلکه تمام مراجع بلا استثناء در مورد عشریه معتقدند که پرداختن و گرفتن عشریه  به جای خمس و زکات جایز نیست و کفایت از خمس و زکات نمی کند و عشریه دراویش بدعت است و حرام  و گیرندگان آن باید به جامعه معرفی شوند تا مردم گول آنان را نخورند.

حالا قضاوت با خود خوانندگان، آیا با این اوصاف حضرت امام به عنوان یک فقیه جامع الشرایع که در طول حیات پر برکتشان زیر بار هیچ بدعتی نرفته است و تاپایان عمر مبارکشان مقید به انجام فرائض دینی و شرعی ست به خاطر دل بیمار عده ای هوس ران و دکان دار وهمچنین تأیید آنان،  دو تا از واجبات و فرائض دین یعنی خمس و زکات را ترک کند و - بلکه بیشتر - و راضی به اعمال این قوم بشود حاشا و کلا.
............
به نقل از :     بولتن نیوز









برچسب ها: سید حسن خمینی، روح الله خمینی، امام خمینی، خمینی، مجذوبان نور، دراویش نعمت اللهی گنابادی، دراویش نعمت الهی گنابادی،
مطالب مرتبط: http://www.bultannews.com/fa/news/71791،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 27 مرداد 1394 توسط : v .y