تبلیغات
مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban - بحثهائی در تصوف و سلسه نعمت اللهی 1

مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban

                                                 صوفیه

تصوف اولیه حول محور اشخاصی به عنوان ولی ومرشد وشیخ می چرخید ولی بحثی از فرقه گرایی نبود.
بعدها صوفیان به رقابت با یکدیگر پرداخته وفرقه های مختلف صوفیه تشکیل شد.یکی از مهمترین این فرقه ها فرقه معروفیه بود.
فرقه های همچون ذهبیه،نعمت اللهیه با همه شعبات آن، ودهها فرقه دیگر ازمعروفیه منشعب شدند.
در ایران نیز فرقه نعمت اللهیه توسط نورالدین نعمت الله ولی کرمانی که بعدها برای خود لقب شاه نعمت الله را برگزید تاسیس شد.
نعمت الله ولی در سال ۷۳۱ هجری قمری در شهر حلب سوریه به دنیا آمد.وی در بیست وچهار سالگی پس از سفر حج به مصر رفت ودر آنجا مرید شخصی بنام ابوعبد الله یافعی قطب وقت فرقه معروفیه شد.
وی به مدت هفت سال نزد یافعی ماند تا اینکه به مقام خلیفه رسید(مانند شیخیت در فرقه گنابادی).
نعمت الله در سال دوم سلطنت تیمور به ایران آمد.وی فرقه نعمت اللهیه را تاسیس ورسما اعلام قطبیت کرد.
وی ضمن برگزیدن لقب شاهی برای خود،اقدام به تاسیس خانقاه نموده ودرماهان کرمان ساکن شد.وی مدتی نیز در تفت یزد بود وخانقاهی در آنجا نیز دایر کرد.
وی خود را جانشین پیامبر معرفی کرده ومی گوید:
بر جای رسول نعمت الله ولیست.(دیوان اشعار ۵۷۷)
در مورد شاه نعمت الله ولی موسس فرقه نعمت اللهیه گفتیم که وی ضمن تاسیس خانقاه در ماهان وتفت یزد لقب شاهی را برای خود برگزید.
مهمترین منبع مالی نعنت الله ولی کمکهای احمد شاه بهمنی پادشاه هند بود.مخالفت های نعمت الله با شاهرخ میرزا حاکم وقت ایران(که همسرش مسجد گوهر شاد را ساخت)وهمکاری با دشمن وی یعنی احمد شاه بهمنی سبب شد که شاهرخ سیاست سخت گیری را در مقابل نعمت الله ولی اجرا نماید.
در مورد مذهب نعمت الله واقعا نمی توان نتیجه خاصی گرفت.دلیل آن هم اینست که اصطلاحا صوفی ابن الوقت است ومصلحت او هر کجا اقتضا کند به رنگ همان قوم ومذهب در می آید.
نعمت الله نیز مجموعه ایست از آرای عجیب وغریب.مثلا به دلیل برخی اشعار در تجسم خداوند به صورتهای مختلف وبه عنوان جسم برخی علما از جمله میرزای قمی و..اورا تکفیر نموده اند.
در مورد مذهب وی نیز مطالب مختلف به چشم می خورد.مثلا وی در دیوان اشعارش از ائمه تجلیل می کند.
در همین حال وی در مورد مذهب خود می گوید:
ره سنی گزین که مذهب ماست ورنه گم گشته ای و در خللی
رافضی کیست دشمن بوبکر خارجی کیست دشمنان علی
هر که او چهار یار دارد دوست امت پاک مذهب است و ولی
دوستدار صحابه ام به تمام یار سنی و خصم مغتزلی
دیوان شاه نعمت ا... ولی با مقدمه محمود عباسی ص 484
یا می گوید:
پرسند زمن چه کیش داری ای بیخبران چه کیش دارم
از شافعی وابوحنیفه آیینه خویش پیش دارم
درعلم نبوت وولایت جمله کمال بیش دارم
ایشان همه بر طریق جدند من مذهب جد خویش دارم
کلیات شاه نعمت الله حرف میم ص ۷۱۲ چاپ کرمان وچاپ حروفی ص ۵۷۹

صوفیان نعمت اللهی معتقدند هر قطب (رهبر)صوفی باید بتواند سلسله سند ولایت(ادعای ولایت) خود را به ائمه برساند واثبات کند که از ائمه این سند را در یافت نموده است.
نورعلی تابنده، قطب فعلی گنابادیه نیز اظهار می­دارد: «اگر کسی اجازه­اش یداً به ید به امام برسد، رهبری و ارشاد او شرعی و قانونی است والا رشته­اش قطع شده است.( فصلنامه عرفان ایران، شماره 7)
اکثر فرقه های نعمت اللهی امروزه سند فرقه ای خود را به امام رضا علیه السلام می رسانند ومعتقدند که شخصی بنام معروف بن فیروزان کرخی از امام رضا علیه السلام اجازه ولایت یافته است.
سلسله سند خود را تا نعمت الله ولی اینگونه می نگارند.
نعمت الله ولی می گوید:
شیخ ما كامل ومكمل بود قطب وقت و امام عادل بود
گاه ارشاد چون سخن گفتی در توحید را نكو سفتی
یافعی بود نام عبد الله رهبر رهروان آن درگاه
صالح بربری روحانی شیخ شیخ من است تا دانی
پیر او هم كمال كوفی بود كز كمالش بسی كمال افزود
باز باشد ابوالفتوح سعید كه سعید است آن سعید شهید
از ابی مدین او عنایت یافت به كمال از ولی ولایت یافت
مغربی بود و مشرقی به صفا آفتابی تمام مه سیما
شیخ ابی مدین است شیخ سعید كه نظیرش نبود در توحید
دیگر آن عارف ودود بود كنیت او ابو سعود بود
بود در اندلس ورا مسكن بس كرم كرد روح او با من
پیر او بود هم ابوالبركات به كمال و جمال و ذات و صفات
باز ابوالفضل بود بغدادی افضل فاضلان به استادی
شیخ او احمد غزالی بود مظهر جامع كمالی بود
خرقه اش پاره بود او بكر است زآن كه نساج او ابوبكر است
باز شیخ بزرگ ابوعثمان كه نظیرش نبود در عرفان
مظهر لطف حضرت واهب بندگی ابوعلی كاتب
شیخ او شیخ كاملش دانند بوعلی رودباریش خوانند
شیخ او هم جنید بغدادی مصر معنی دمشق دلشادی
شیخ او خال سری سقطی محرم حال او سری سقطی
باز شیخ سری بود معروف چون سری سرّ او به او مكشوف

از اینجا به بعد ببینید آیا نعمت الله سلسله خود را به امام رضاعلیه السلام می رساند یا این که بعداً صوفیان چنین چیزی را اضافه نمودهاند.
شیخ معروف را نكو میدان شیخ داوود طائیش میخوان
اوزموسی جواز احسان یافت کفر بگذاشت نور ایمان یافت
پیر او هم حبیب محبوب است عجمی طالب است ومطلوب است
پیر بصری ابولحسن باشد شیخ شیخان انجمن باشد
یافت او صحبت علی ولی گشت منظور بندگی علی
خرقه او هم از رسول خداست این چنین خرقه ای لطیف كراست
(دیوان شاه نعمت الله ولی، مثنوی، 71، ص661.)
به هر حال این سئوال پیش می آید که اینان وقتی نظر نعمت الله ولی را انگونه تغییر می دهند وسندی جعلی می سازند آیا می توان به سایر نظراتشان حتی از لحاظ تاریخی استناد نمود؟؟؟
پس از مرگ شاه نعمت الله ولی فرزند وی برهان الدین خلیل الله جانشین وی شد .درگیری های وی با شاهرخ میرزا حاکم ایران باعث شد وی از ایران رفته وبه هند پناهنده شود.
فرزند وی با دختر پادشاه هند ازدواج کرد و نواده وی به پادشاهی هند رسید.وصوفیانی کم معتقد بودند صوفی باید ترک دنیا گوید وزاهد باشد به حکومت رسیدند.؟
بدین ترتیب بنیان نعمت اللهی به هند منتقل شد.
پس از خشم شاه عباس صفوی بر صوفیان وقتل عام آنان باقی مانده نعمت اللهی ها در ایران نیز فرار کرده وبه هند فتند ودیگر اثری از اینها در ایران نبود.(البته تحت تاثیر خاندان بهمنیان این فرقه شیعه شدند)
زمان نادر قلی افشار دو تن از صوفیان نعمت اللهی از سوی شاه علیرضا دکنی پادشاه وقت وقطب نعمت اللهی هند به ایران فرستاده شدند تا نعمت اللهیه را مجددا احیا کنند.
ماموریت بر دوش معصومعلیشاه وشاه طاهر دکنی افتاد واین دو به ایران آمدند.
هر چند بعدها نیز علیرضا شاه 12 صوفی دیگر را مامور کرد به ایران بیایند واین فرقه را احیا کنند.
فرستادگان شاه علیرضا دکنی نتوانستند موقعیت زیادی در ایران بدست آورند تا اینکه در زمان قاجاریه وشکست ایران از روسیه تزاری معاهده ترکن چای تصویب شد واز اینجا ایران رو به ضعف جدی نهاد وباعث شد که مجددا صوفیان احیا شوند.
صوفیان توانستند به عباس میرزای ولیعهد نزدیک شده ونهایتا دو تن از ایشان به نام صدرالممالک اردبیلی ومیرزای آغاسی که هردو نعمت اللهی بودند به حکم وی مسئول تربیت فرزند وی محمد شاه شدند.
بعدها نیز اینان توانستند تا ولایتعهدی بروند ومیرزای آغاسی صوفی نعمت اللهی توانست ضمن گسترش تصوف خیانتهایی به ایران بنماید که هیچگاه از حافظه تاریخ نمی رود.
انقطاع از هند
با اینکه صوفیان نعمت اللهی معتقدند فرقه های آنان مشکل انقطاع ندارند اما تاریخ شهادت میدهد بارها این انقطاع حاصل شده است.یکی از این موارد بدست شاه طاهر ومعصومعلیشاه دکنی اتفاق افتاد.
فرستادگان هند با اینکه شیخ سیار بودند بدون اختیار اقدام به نصب شیخ وبعدها قطب نموده وعملا از قیومیت هند خارج شدند ونورعلیشاه اصفهانی به قطبیت رسید(تاریخ سلسله های نعمت اللهی ایران ص ۲۲)
با توجه به اینکه در زمان حیات شاه علیرضا دکنی این انقطاع حاصل شده بود فرقه نعمت اللهی در ایران را می توان فرقه ای جدید نامید که امروزه از تاریخ حیات آن چیزی بیش از ۲۰۰ سال نمی گذرد.
این اشکال آنقدر بزرگ بود که علی تابنده مشهور به محبوبعلیشاه قطب قبلی فرقه برای حل این مشکل ادعایی می نمایند که این ادعا هر چند سند ندارد ولی کاررا خراب تر می کند.
وی می نویسد:هنگامیکه جناب حسین علیشاه اصفهانی به جانشینی رسیدند اجازه شان به تایید جناب شاه علیرضا دکنی که در قید حیات بودند رسید.(خورشید تابنده ص۴۷)
به هر حال معمولا صوفیان نعمت اللهی امروز حتی حاضر نیستند این اوراق تاریخ را مطالعه کنند وببینند که چه بوده وبرای آنها چه گفته اند؟؟؟؟





برچسب ها: majzooban noor، majzoobannoor، majzoban nor، majzobannor، majzoobanenoor، majzooban e noor، mazooban،
مطالب مرتبط: رسایل الطلاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 19 اردیبهشت 1394 توسط : v .y